ms__teacher_
https://t.me/amozakpaydar
نام کتاب : دختر مهتاب
نویسنده سو لین تام
مترجم :ناهید سرگلی
انتشارات پارس اندیش
392 صفحه
توضیحات پشت جلد
مادرم مهربان و دوست داشتنی بود ، اما گویی درد شدیدی را تحمل می کرد که قلبش را بی حس کرده بود. هرشب ، پس از روشن کردن فانوس ها برای روشن کردن ماه ، در بالکن می ایستاد تا به دنیای فانی پایین خیره شود. گاهی اوقات درست قبل از سحر خواب بیدار می شدم و او را می دیدم که هنوز آنجا ایستاده است و چشمانش در خاطره غرق شده است. ناتوان از تحمل غمی که در چهره اش بود ، دستانم را دورش حلقه می کردم و سرم تا کمرش می آمد . قبل از اینکه موهایم را نوازش کند و مرا به اتاقم برگرداند ، گویی که انگار او از رویا برخاسته است. سکوت او مرا به درد آورد . من نگران بودم که او را ناراحت کرده باشم ،حتی اگر به ندرت این کار را بکنم.
تاريخ : جمعه ۱۴۰۲/۱۰/۲۲ | 22:55 | نویسنده : آزاده خزائی |
درباره وب
سلام به وبلاگ من خوش آمدید 😇.
آزاده خزائی
آموزگار مقطع ابتدائی
کانال آپارات
https://www.aparat.com/msteacher1
اینستاگرام
ms__teacher__
تلگرام
https://t.me/amozakpaydar
رتبه الکسا
ویژه اسلاید اسکین
لینک دوستان
ساعت
آخرین مطالب
جستجو
ذکر ایام هفته
ربات مترجم
آرشیو مطالب
حامیان اسلاید اسکین
امکانات وب
